ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

103

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

چرا چنان نباشد با آن كه پيغمبر ( ص ) در آن مورد فرموده است : به من همهء كلمات و به على ( ع ) همهء دانش داده شده است ( 1 ) . و چون آيهء شريفه : * ( لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ ) * ، ( و بشنوند و نگه دارند آن را گوشهاى شنونده ) ( 2 ) . نازل شد پيامبر ( ص ) عرض كرد : خدايا ، آن گوش شنوندهء نگهدارنده را گوش على ( ع ) قرار ده ( 3 ) پس على ( ع ) فرمود : سوگند به خدا بعد از آن دعا هرگز چيزى را فراموش نكردم ( 4 ) . و على ( ع ) فرمود : پيامبر خدا ( ص ) هزار در از درهاى دانش به من آموخت كه از هر درى هزار در بر من گشوده شد ( 5 ) . مصداق آن سخن فرمودهء پيامبر ( ص ) است : من شهر علمم و على در آن شهر است . ( 6 ) . كاش مىدانستم كه در آن خزانه هايى كه در پشت آن درهاست چه گنجها و ذخيره هاى علمى است و در درياهايى كه آنان شناورند چه مقدار از گوهرهاى درخشان وجود دارد تا آن جا به شما مشتاق شدم كه ميل براى آمدن به سوى شما به جنبش در آمد امّا روزها مرا بر جاى خود نشاند ( 7 ) . اى مجنون ، مىگويند اگر ، به وصال ما برسى آرامش قلب پيدا مىكنى و زمان اندوهت بسر مىآيد امّا بر اساس گفتارشان من به آنها پيوستم ليكن شوقها آرام نشد و دل ساكن نگرديد ( 8 ) . كلمهء سوّم گفتار آن حضرت عليه السلام : من عرف نفسه فقد عرف ربّه .

--> ( 1 ) أعطيت جوامع الكلم و اعطى علىّ جوامع العلم . ( 2 ) حاقّه ( 69 ) آخر آيهء 12 و اوّل آيات چنين است : * ( لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً ) * ، ( 3 ) اللَّهم اجعلها اذن على . ( 4 ) قال على ( ع ) و اللَّه ما نسيت بعدها ابدا . ( 5 ) قال على ( ع ) علمنى رسول اللَّه ( ص ) من العلم الف باب فانفتح لى من كلّ باب الف باب . ( 6 ) قال رسول اللَّه ( ص ) انا مدينة العلم و على بابها . ( 7 ) اشتاقكم حتّى اذا نهض الهوى بى نحوكم قعدت بى الايام ، گويندهء اين شعر را نشناختم فقط در حاشيهء نسخهء ( الف ) دو بيت بدين گونه آمده است : و كانها مع قربكم مر الحيا و كانها مع بعدكم اعوام و لقد وقفت بربعكم اشكو الجوى فعليكم منى و منه سلام ، و گويا روزها با نزديك بودن به شما چون حيا مىگذرد و با دور بودن از شما روزها مانند سالهاست ، همانا در كنار آثار مانده از خانه شما ايستادم و از شيفتگى خود شكوه كردم و از من و از عشقم بر شما درود باد . ( 8 ) يقولون لو واصلتنا سكن الهوى بقلبك يا مجنون و انقطع الحزن فها انا قد واصلتهم مثل قولهم و ما هداء الاشواق و القلب ما سكن